به گزارش سرویس مسجدپژوه پایگاه تخصصی مسجد،عباداتی مانند: نماز، روزه، جهاد، حج و … میتواند هم دارای حکم اولیه باشند و هم حکم ثانوی، برای مثال نمازی که برای مکلفین وضع شدهاست به لحاظ مکتب تشریفات مشهد اهل بیت (علیهم السلام) بدون تکتّف(دست بسته بودن در نماز) هست، در صورتیکه در روایتی امام معصوم (علیه السلام) امر به تلاوت نماز دست بسته کردهباشد، این یعنی حکم ثانوی، که برای مواقع اضطرار و تقیه، تشریع شده است. روزه نیز شرایط مشابهی دارااست، حکم روزه، وجوب میباشد ولی در صورتی برای مریضی ضرروزیان داشته باشد، حکم آن برای مریض به حرمت تغییر تحول پیدا میکند.
سوال: معنای «فرض» و «واجب» چیست؟ و چه تفاوتی بین ایندو وجود دارد؟
فرض و واجب در باب ها متعددی، بویژه در صورتیکه جدا (نه با هم) استفاده و به کار گیری شوند، به معنای غیر وابسته و تعیین می باشد، (قاموس قرآن، ج۵، ص ۱۶۱) و معنای اصطلاحی آن روشن هست که به معنای واجب بودن متعلقشان می باشد.
اما بین این دو فرقی در بعضا از کتابهای لغت نام برده هست: فرق فرض و واجب این هست که فرض با جعل جاعل است، ولى «واجب» احتمال داراست فارغ از جعل باشد (و یک حکم عقلی باشد) مثل وجوب شکر مُنعم،(یعنی عقل حکم میکند: بایستی از هر که به آدم نعمت داده هست سپاس و شکر گزاری کرد.) که از احکام عقلی می باشد، به این ترتیب نسبتشان عموم و خصوص مطلق هست، (قاموس قرآن، ج۲، ص ۱۶۲) به این مضمون که هر فرضی واجب هست ولی هر واجبی، فرض (به معنای جعل شارع) نیست.
سوال: معنای احکام اولیه و ثانویه چیست؟ نماز و روزه جزو کدامیک از این احکام می باشند؟
بنابر تقسیمی که بوسیله علمای اصول انجام یافته می باشد، احکام الهی به دو تیمی احکام اولیه و احکام ثانویه قابل تقسیماند.
اگر حکمی برای نفس موضوعی[۱] -بدون در نظر گرفتن برخی از عوارض و عنا وین ثانوی مانند اضطرار و همچنین فارغ از در نظر گرفتن شرایط شک و جهلِ مکلف، نسبت به حکم واقعى- جعل شود، حکم اوّلی گفته میگردد. مانند؛ وجوب وضو براى نماز.
حکم اولین در مقابل حکم ثانوی است که مراد از حکم ثانوی، احکامی میباشد که به لحاظ اضطرار و دیگر عنوان ها ثانویه بر مسئله مترتب میگردد، به عبارت دیگر، به احکامى ثانوی مىگویند که به خیال عارض شدن حالتى؛ نظیر اکراه، اضطرار، عسر و حرج و یا عناوینى؛ مثل نذر، عهد، یمین، و تقیّه (عناوین ثانوى) برای مکلف، جعل مىشود؛ براى مثال، با اینکه حکم روزه ماه رمضان وجوب می باشد، ولى همین حکم نسبت به مضطر، مریض، زنان در بعضى از حالات و پیران تغییر و تحول مىکند؛ پس حکم در این حالات را؛ حکم ثانوى مىگویند و چون بیشترین کاربرد آن از عنا وین ثانوی، موقعیت اضطرار میباشد، به آن حکم اضطرارى نیز گفته شده است.[۲]
با دقت به تعاریف بالا، عباداتی مانند: نماز، روزه، جهاد، حج و … میتواند هم دارای حکم اول باشند و هم حکم ثانوی، برای مثال نمازی که برای مکلفین احوال شدهاست به نظر مکتب اهل بیت (علیهم السلام) بدون تکتّف(دست بسته بودن در نماز) هست، در حالتیکه در روایتی امام معصوم (علیه السلام) فرمان به تلاوت نماز دست بسته کردهباشد، این یعنی حکم ثانوی، که برای مواقع اضطرار و تقیه، تشریع شده است. روزه نیز وضعیت مشابهی دارااست، حکم روزه، وجوب میباشد ولی در صورتی برای مریضی زیان داشته باشد، حکم آن برای مریض به حرمت تغییر پیدا میکند.
یک یاداوری: عبارت اولی و ثانوی، در بحث احکام واقعی و ظاهری نیز آمده می باشد که درین اصطلاح، به حکم حقیقی و واقعی، حکم اولین و به حکم ظاهری، حکم ثانوی گفته میگردد،[۳] ولی احکام اولیه و ثانویه، را زیر گروه احکام واقعی گرفتهاند،[۴] یعنی حکم واقعی یا اولیه هست یا ثانویه.
پی نوشتها:
[۱]. در مثال «وجوب وضو برای نماز»؛ وجوب حکم و وضو، مورد آن میباشد.
[۲]. راس اطلاعات و مدارک اسلامى، فرهنگ نامه اصول فقه، ص ۱۱۵ و ۱۱۶
[۳]. گاهى حکم شرعى براى امرى- از آن حیث که فى نفسه فعلى از افعال است- ثابت هست مثل حکم وجوب نماز، که در اینجا وجوب براى نماز از آن جهت که نماز می باشد و فعلى از افعال با مستقل لحاظ از هر امر دیگرى محسوب مىشود، ثابت است مثل چنین حکمى، حکم واقعى نامیده مىگردد و دلیلى که بر این حکم دلالت مىکند، برهان اجتهادى است. گاهى حکم شرعى براى امرى از آن نظر که حکم واقعیش مجهول است، ثابت هست، مثل آنجا که فقها در حرمت نگاه به زن نامحرم و یا وجوب اعلام کردن اقامه براى نماز اختلاف داراهستند. دراینصورت وقتى دلیلى براى یکى از نظرات نزد فقیه اقامه نشده، پس در حکم واقعى اولى که مورد اختلاف می باشد، شک مىگردد و براى اینکه فقید در موضع عمل متحیر نماند، بایستى در اینجا حکم دیگرى- و لو این که عقلى- باشد مثل وجوب احتیاط یا برائت و یا عدم دقت به تردید، را انجام کند، مثل چنین حکم ثانوى ای، حکم ظاهرى نامیده مىشود.
به گزارش سرویس مسجدپژوه پایگاه تخصصی مسجد،عباداتی مانند: نماز، روزه، جهاد، حج و … میتواند هم دارای حکم اولیه باشند و هم حکم ثانوی، برای مثال نمازی که برای مکلفین وضع شدهاست به لحاظ مکتب تشریفات مشهد اهل بیت (علیهم السلام) بدون تکتّف(دست بسته بودن در نماز) هست، در صورتیکه در روایتی امام معصوم (علیه السلام) امر به تلاوت نماز دست بسته کردهباشد، این یعنی حکم ثانوی، که برای مواقع اضطرار و تقیه، تشریع شده است. روزه نیز شرایط مشابهی دارااست، حکم روزه، وجوب میباشد ولی در صورتی برای مریضی ضرروزیان داشته باشد، حکم آن برای مریض به حرمت تغییر تحول پیدا میکند.
سوال: معنای «فرض» و «واجب» چیست؟ و چه تفاوتی بین ایندو وجود دارد؟
فرض و واجب در باب ها متعددی، بویژه در صورتیکه جدا (نه با هم) استفاده و به کار گیری شوند، به معنای غیر وابسته و تعیین می باشد، (قاموس قرآن، ج۵، ص ۱۶۱) و معنای اصطلاحی آن روشن هست که به معنای واجب بودن متعلقشان می باشد.
اما بین این دو فرقی در بعضا از کتابهای لغت نام برده هست: فرق فرض و واجب این هست که فرض با جعل جاعل است، ولى «واجب» احتمال داراست فارغ از جعل باشد (و یک حکم عقلی باشد) مثل وجوب شکر مُنعم،(یعنی عقل حکم میکند: بایستی از هر که به آدم نعمت داده هست سپاس و شکر گزاری کرد.) که از احکام عقلی می باشد، به این ترتیب نسبتشان عموم و خصوص مطلق هست، (قاموس قرآن، ج۲، ص ۱۶۲) به این مضمون که هر فرضی واجب هست ولی هر واجبی، فرض (به معنای جعل شارع) نیست.
سوال: معنای احکام اولیه و ثانویه چیست؟ نماز و روزه جزو کدامیک از این احکام می باشند؟
بنابر تقسیمی که بوسیله علمای اصول انجام یافته می باشد، احکام الهی به دو تیمی احکام اولیه و احکام ثانویه قابل تقسیماند.
اگر حکمی برای نفس موضوعی[۱] -بدون در نظر گرفتن برخی از عوارض و عنا وین ثانوی مانند اضطرار و همچنین فارغ از در نظر گرفتن شرایط شک و جهلِ مکلف، نسبت به حکم واقعى- جعل شود، حکم اوّلی گفته میگردد. مانند؛ وجوب وضو براى نماز.
حکم اولین در مقابل حکم ثانوی است که مراد از حکم ثانوی، احکامی میباشد که به لحاظ اضطرار و دیگر عنوان ها ثانویه بر مسئله مترتب میگردد، به عبارت دیگر، به احکامى ثانوی مىگویند که به خیال عارض شدن حالتى؛ نظیر اکراه، اضطرار، عسر و حرج و یا عناوینى؛ مثل نذر، عهد، یمین، و تقیّه (عناوین ثانوى) برای مکلف، جعل مىشود؛ براى مثال، با اینکه حکم روزه ماه رمضان وجوب می باشد، ولى همین حکم نسبت به مضطر، مریض، زنان در بعضى از حالات و پیران تغییر و تحول مىکند؛ پس حکم در این حالات را؛ حکم ثانوى مىگویند و چون بیشترین کاربرد آن از عنا وین ثانوی، موقعیت اضطرار میباشد، به آن حکم اضطرارى نیز گفته شده است.[۲]
با دقت به تعاریف بالا، عباداتی مانند: نماز، روزه، جهاد، حج و … میتواند هم دارای حکم اول باشند و هم حکم ثانوی، برای مثال نمازی که برای مکلفین احوال شدهاست به نظر مکتب اهل بیت (علیهم السلام) بدون تکتّف(دست بسته بودن در نماز) هست، در حالتیکه در روایتی امام معصوم (علیه السلام) فرمان به تلاوت نماز دست بسته کردهباشد، این یعنی حکم ثانوی، که برای مواقع اضطرار و تقیه، تشریع شده است. روزه نیز وضعیت مشابهی دارااست، حکم روزه، وجوب میباشد ولی در صورتی برای مریضی زیان داشته باشد، حکم آن برای مریض به حرمت تغییر پیدا میکند.
یک یاداوری: عبارت اولی و ثانوی، در بحث احکام واقعی و ظاهری نیز آمده می باشد که درین اصطلاح، به حکم حقیقی و واقعی، حکم اولین و به حکم ظاهری، حکم ثانوی گفته میگردد،[۳] ولی احکام اولیه و ثانویه، را زیر گروه احکام واقعی گرفتهاند،[۴] یعنی حکم واقعی یا اولیه هست یا ثانویه.
پی نوشتها:
[۱]. در مثال «وجوب وضو برای نماز»؛ وجوب حکم و وضو، مورد آن میباشد.
[۲]. راس اطلاعات و مدارک اسلامى، فرهنگ نامه اصول فقه، ص ۱۱۵ و ۱۱۶
[۳]. گاهى حکم شرعى براى امرى- از آن حیث که فى نفسه فعلى از افعال است- ثابت هست مثل حکم وجوب نماز، که در اینجا وجوب براى نماز از آن جهت که نماز می باشد و فعلى از افعال با مستقل لحاظ از هر امر دیگرى محسوب مىشود، ثابت است مثل چنین حکمى، حکم واقعى نامیده مىگردد و دلیلى که بر این حکم دلالت مىکند، برهان اجتهادى است. گاهى حکم شرعى براى امرى از آن نظر که حکم واقعیش مجهول است، ثابت هست، مثل آنجا که فقها در حرمت نگاه به زن نامحرم و یا وجوب اعلام کردن اقامه براى نماز اختلاف داراهستند. دراینصورت وقتى دلیلى براى یکى از نظرات نزد فقیه اقامه نشده، پس در حکم واقعى اولى که مورد اختلاف می باشد، شک مىگردد و براى اینکه فقید در موضع عمل متحیر نماند، بایستى در اینجا حکم دیگرى- و لو این که عقلى- باشد مثل وجوب احتیاط یا برائت و یا عدم دقت به تردید، را انجام کند، مثل چنین حکم ثانوى ای، حکم ظاهرى نامیده مىشود.

ویژگیهای یک مجموعه تشریفاتی حرفهای چیست؟